سفرنامه استانبول

دوست جونا سلام ببخشید که یه مدت نبودم تابه کامنتاتون
جواب بدم آخه جای شما خالی 1 هفته سفر رفتیم 1 هفته هم
خونه مامان جون بودیم وکلی خوش گذشت....
سفرنامه استانبول
بعد از کلی تحقیقات مامان الی از بین کشور چین، هندوستان،
بلغارستان وترکیه فقط و فقط بخاطر سامی کوچولو که کمتر
اذیت بشه بدلیل پروازکوتاهتر و ذائقه غذاهای نزدیک به
خودمون و هوای خوب در شهریورماه تصمیم گرفتیم بریم
ترکیه شهر استانبول
17 شهریور با پرواز ترکیش از شیراز ساعت 3 صبح راهی
استانبول شدیم مامان الی که به خاطر سامی تصمیم داشت هتل
در مرکز شهر یعنی میدان تکسیم بگیره هتل فرونیا رو انتخاب
کرده بود ولی آژانس مسافرتی چند روز قبل از سفر گفت باید
هتل رو عوض کنید و ما هتل گرند گولسوی رو با هزینه بالاتر
بگرید ولی اونجا که رسیدیم هتل گولسوی گفت که هماهنگ نشده
نزدیک 20 نفر بودیم که این بلا سرمون اومد جالب اینکه از 3
آژانس متفاوت در شیراز بودیم(عرشیان-تارخ-شیراز پرواز)
خلاصه تا عصر الاف بودیم و کلی هزینه تلفن به ایران دادیم تا
بلاخره قول یک هتل بهتر رو دادن و همه راهی هتل والی که
متعلق به فدراسیون والیبال بود شدیم غافل از اینکه هتل کیفیت
بالاتر ولی در بخش آسیایی که تا مرکز اروپایی ساعت راه بود
رفتیم اینکه تا عصر چقدر کلافه شدیم و 1 روز و از دست دادیم
وهزینه تلفنها بماندهر روز مجبور بودیم کلی زمان وهزینه
صرف کنیم تا به جاهای دیدنی برسیم .........
اینم سامی در محوطه هتل

تصمیم گرفتیم فراموش کنیم این حال گیری رو به برنامه
خودمون برسیم توی اون 5 روز باقیمانده به جاهای دیدنی
استانبول رفتیم اینم عکساش
کاخ دلمه باغچه(کاخ یکی از پادشاهان عثمانی)


این سربازه مجسمه نیست ولی بیچاره باید همینجوری ثابت
ساعتها بایسته

اینم عشق مامان به دنبال تو تو ها


اینم نفس مامان که کلافه شده....
مسجد آبی

سامی از دست بابا در رفته و وارد منطقه ممنوع برای توریستها شده





اینم سامی که بعد از کلی شیطونی بیهوش شده.....
میدان تکسیم وخیابان استقلال





اینم چند تا عکس از مراکز خرید
استانبول فروم و ایکیا


پاساژ جواهیر


اینم یک چشمه از شیطونیای سامی









فرودگاه استانبول

بای بای استانبول


سفرنامه استانبول
